تبلیغات
پرواز رویاها - درد دل یک چادری

درد دل یک چادر

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
نام من چادر است ..نام مادرم حجاب و پدرم عفاف است..
روزگارم بد است و از همه شما دلگیرم..
شما از من که میراث خانمی پهلو شکسته هستم خوب محفاظت نکردید ، هیچ وقت یادم نمی رود،…از کوچه تا بین در و دیوار همیشه همراهش بودم وقتی زمین خورد ، خاکی شدم…وقتی سیلی خورد ، در صورتش بودم ،وقتی بین در و دیوار محسنش سقط شد، خونی شدم… خوب می دانم چه دردی کشید تا من را برای شما به ارث گذارد،و شما با من چکار کردید…؟ شما کار را به جایی رساندید که می خواهند مرا با زور بگیر و ببرند به دیگران قالب کنند و من خوب می دانم چرا کارم به اینجا کشیده شده .از شماست که برماست..
شنیدم که می گفتید اگر می خواهی کسی را خراب کنی از او بد دفاع کن و شما با من همین کار را کردید، اگر شمایی که خود را وارثان من می دانید درست رفتار می کردید و حرمتم را حفظ می کردید وضعیت من این گونه نبود…
عده مرا تبدیل به استتاری برای گناهانتان کردید تا بگویند فلانی زیر چادر هر کاری می کند و باعث شدید قداستم کم رنگ شود…



تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393 | 03:53 ب.ظ | نویسنده : مهسا | نظرات

  • paper | قالب وبلاگ | گسیختن